درد و دلی با دو شهید مددکار اجتماعی عباس ورامینی ، خسرو نظریانی

گمنامبنام خدا

درد و دلی با دو شهید مددکار اجتماعی عباس ورامینی ، خسرو نظریانی

دوستان مددکار اجتماعی عباس و خسرو جان!

گاه مخاطب قرار دادن یک انسان، خود مساله ای می گردد! خواستم بگویم جناب آقای عباس ورامینی و خسرو نظریانی دیدم خیلی رسمی و اداری می شود. خواستم مخاطب قرار دهم: شهدای بزرگوار دیدم شاید شائبه مصادره به مطلوب کردن و سوء استفاده کردن !! را بوجود آورد. خواستم بگویم عباس و خسرو دیدم خیلی شخصی می شود. گفتم اگر ” دوستان مددکار اجتماعی عباس و خسرو” بگویم بقول شاملو هم دلاویز است و هم حس همکار بودنمان مان را می رساند.

آری دوستان مددکار اجتماعی عباس و خسرو جان. من هم مثل شما یک مددکار اجتماعی ام ، با این تفاوت که شما خون خود را برای دین و وطن دادید و رفتید و من و من ها ماندیم و داریم کار می کنیم. اما بچه ها من ومن ها مددکاران اجتماعی مختلفی هستیم با اندیشه ها و احساسات و انگیزه های متفاوت. گاه مددکاری هستم که برمبنای وظیفه ام کار می کنم ، گاه مددکاری هستم که بر مبنای دلم کار می کنم ، گاه برای پول کار می کنم ، گاه با صداقت کار می کنم ، گاه با ریا کار می کنم ، گاه خوبم ، گاه بدم ، گاه قدرت فریبم می دهد ، گاه من قدرت را فریب می دهم . گاه در برابر رییس هایم می ایستم و گاه مدیحه گوی آنان می شوم.گاه بعنوان مددکار اجتماعی پول تو جیبم را می بخشم و گاه با بده و بستان ها پول دیگران را از آن خود می کنم. گاه مخلصم و گاه ریاکار. خلاصه بچه ها این منم و بقول حضرت مولانا زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم؟! پس اگر شما هم بودید می پذیرفتید که مددکاری اجتماعی و مددکار اجتماعی مطلقا مقدس نیست ، مثل هر حرفه دیگر. بعضی وقتها هست و بعضی وقتها نیست ، مثل هر حرفه دیگر.

دوستان با یکی از دوستان همرزم و مددکار اجتماعی شما صحبت می کردم می گفت شبها از درد ترکش هایی که در بدنم جاخوش کرده نمی خوابم و روزها از رنج دیدار مدیرانی که به ناحق پشت میزها جا خوش کرده اند در عذابم! با یک مددکار توانمند دیگر ی حرف میزدم که چون وارد بازیهای سود جویانه همکارانش نشده بود عرصه را برایش چنان تنگ کرده اند که قصد دارد از کسوت مددکاری بیرون بیاید و مغازه بزند و زندگیش را بچرخاند!!

نمی دانم چرا دارم خودزنی میکنم ؟! بگذار به حساب درد و دل دوستانه و حرفه ای . احتمالا بعضی دوستان همکار با دیدن این یادداشت بر آشوبند که چنین نیست. اگر گفتند خواهم گفت که اجازه بده مددکاری این اعتراض را بکند که که خود را عاری از هر گونه خطا می بیند اگر تو آن مددکاری من دستت را می بوسم و اگر نیستی بگذار آنی که خود را منزه از هر خطایی می داند بر من بیاشوبد. عباس جان دوست مددکارم ترا از نزدیک ندیده ام اما با خسرو سالها زندگی کرده ام و حتی در زمانی که سرش با ترکش جور قطع شد نزد او بودم . خسرو هم ایراداتی داشت می خواهی از خودش بپرس الان که نزد یکدیگرید. انسان مطلقا خوب یا مطلقا بد نداریم. اما یک تفاوت هم هست آن اینکه من مددکار اجتماعی مدعی ام که همیشه خوب و درستم و مددکار دیگری هست که معتقد است بعضی وقتها خوب نیست و خطا می کند.

حال سئوال اینست که من که را فریب می دهم؟!!

احمدعلی جبارزاده

Share

مدیریت داخلی وبسایت

اینجانب جواد طلسچی یکتا، مددکار اجتماعی و بنیانگذار وبسایت رسمی مددکاران اجتماعی ایرانیان- مدیریت داخلی و فنی وبسایت کلینیک مددکاری اجتماعی نوید زندگی افتخاری است برای بنده و امیدوارم بتوانم اقدمات مثبت و تأثیرگذاری در جهت ارتقاء کمی و کیفی این سایت به انجام برسانم. سوابق کاری: طراحی، راه اندازی و مدیریت فنی ده ها پایگاه مجازی در حوزه مددکاری اجتماعی ایران. تخصص ها : مسلط به وردپرس ، برنامه نویسی سمت کلاینت با HTML5 , Css3 , Jquery , Ajax و برنامه نویسی سمت سرور با PHP MVC

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *